اندازه یه بمب هسته ای حرف دارم. حرفهای صدتا یه اردک. لطفا وقت هدر ندید که بخونیدم. از همین الان قول میدم چرند می نویسم. نه که حال و احوالم خوش نیست، برا همونه که قلمم دیوونه شده. کامبیز دیرباز گادفادر شده. صداش قشنگه. لهجه ش هم قشنگه. به ما چه نوش جون خودش. اما این برنامه پدر خوانده مسابقه مافیا، چندتا بازیکن تکراری داره که گادش هم میشن. مافیا رو خوشم میاد. بازی زندگیه کثیفیه که توشیم. لاکن این همه خرج و مخارجش لوث ش کرده. ساده اگه بود. دور هم می نشستن با لباس های خونه ، عینهو یه سریال خودمونی، خونگی . و بعد هم بازی اتفاق می افتاد . عینهو خونه های خود مردم. و چرا اینهمه تمهیدات که تقلب نکنن، این نشون میده اغلب عوضی هستیم. خب دوربین که هست، بازی انجام بشه تقلب ها هم اتفاق بیفته و معلوم خودمون شه کیا دوست داریم با دروغ بگیم از همه باهوش تر و زرنگ تریم. ما ایرانی هستیم. یه مسابقه دیگه هم هست که محمدرضا علیمردانی مجریشه اون حس واقعی تری داره، ولی مسابقه ش نچسبه. ادماش بچسب. نمیشه هیچ رقمه باور کرد تو این مسابقه ها، تقلب یا دروغ نباشه، اگه نبود تاکید نمیکردن همش که دارن صادقانه بازی میکنن. یه مسابقه دیگه هم هست که تو کافی شاپه مثلا، اون که سم خالصه، مجریش امیرعلی نبویانه، کاش ایرانی ها بجای این همه هوش و ریختن قیمه ها تو ماست ها، درایت و فهم هم داشتن. درک و خلاقیت و اعتماد به نفس هم داشتن. و انقده قاط نمیزدن از فرانسه و ارتش سری و المان و دزدان دریایی و ایتالیا و بقیه عینهو میمون تقلید میکردن. کاش رو کاشتیم در نیومد. و اما ادامه نقد خاله زنکی، میرسیم به مسابقه صداتو، که قشنگه ها، پر از رهایی هایی که طی سالها خفقان جای بروز پیدا کرده، خوبه شبکه خانگی اختراع شدش ها. مجری اون اس
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: زهرا امیری
تاريخ: يکشنبه
21 آبان
1402 ساعت: 18:16